داستانهای مثنوی معنوی
استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر
به شتر گفت: ای رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه
خشک یا تر همیشه به زمین میافتم ولی تو به راحتی میروی و به زمین
نمیخوری. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم
یاد بده.
شتر گفت: دو علت در این کار هست: اول اینکه چشم من از چشم
تو دوربینتر است و دوم اینکه من قدّم بلندتر است و از بلندی نگاه میکنم،
وقتی بر سر کوه بلند میرسم از بلندی همه راهها و گردنهها را با هوشمندی
مینگرم. من ازسر بینش گام بر میدارم و به همین دلیل نمیافتم و براحتی
راه را طی میکنم. تو فقط تا دو سه قدم پیش پای خود را میبینی و در راه
دوربین و دور اندیش نیستی.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان 15 قبیله «بدوین» فستیوال هیجن را به همراه توریستها جشن گرفتند.
گزارش گمشدن «ادگار لاتولیپ» در سال 1986 به پلیس منطقه واترلو در ایالت انتاریو رسید، درحالیکه پس از یک حادثه و مصدومیت در ناحیه سر او تمام این مدت را در منطقه نیاگارا و با نامی دیگر زندگی میکرد. او پس از بهدستآوردن حافظه و با جستوجوی نام خود در موتور جستوجوی گوگل، از جریان حادثه 30 سال قبل مطلع شد.